ظرفيت القا مغناطيسي
اين ظرفيت توسط جنس و ابعاد محرك مغناطيسي, تعداد سيم پيچ ها و شكل هندسي سيم پيچ ها مسي كه جريان از آن ميگذرد مشخص مي گردد.


ظرفيت خازني
اين ظرفيت در كويلها, شامل ظرفيت خازني خودكار, ظرفيت خازني پارازيت گير و ظرفيت خازني مرتبط با بار مي شود. ظرفيت خازني خودكار بر حسب ظرفيت خازني داخل سيم پيچ ثانويه كه مرتبط با تركيب بندي سيم پيچ مي باشد مشخص مي گردد. در كويلهاي مدادي, مقداري سطوح محدود شده عايقكاري مابين دو سيم پيچ و هسته , عامل قابل ملاحضه اي در مجموعه كويل مي باشد. ابزار شبيه ساز به منظور كاهش ظرفيت خازني و امكان تطابق بهتر كويل با مشخصه هاي الكترو استاتيكي و بهبود بازده الكتريكي بكار مي روند. نصف ظرفيت خازني خارجي مرتبط با بار, توسط شرايط محيط به ( دهانه آهني شمع ها....) و هر گونه رابط هاي ولتاژ بالا مشخص مي گردد. ار آنجاييكه, عوامل فوق الذكر نمي توانند مورد تغيير و اصلاح قرار گيرند,طراحي مناسب و بهينه كويل جهت حل مشكلات بسيار مهم مي باشد.


انرژي ذخير شده
مقدار انرژي ذخيره شده ميتواند منوط بر تعداد زيادي از عوامل نظير طراحي كويل(شكل هندسي, مواد بكار رفتهدر مدار مغناطيسي,ساير عوامل مغناطيسي) و سيستم راه انداز باشد. در هنگام دسترسي به نقطه مشخصي از عملكرد, هر گونه افزايشي در جريان اوليه فقط مقدار نا چيزي افزايش در انرژي ذخيره را باعث خواهد شد و هم چنين اگر افت و اتلاف افزايش يابد در نهايت باعث كويل خواهد گردد. در صورت ادامه روش به منظور بر آورده ساختن بسياري از ضوابط مطرح شده, يك كويل ايده آل و بهينه, درست پايين تر از نقطه اشباح مغناطيسي مواد عمل خواهد كرد.


مقاومت
مقاومت سيم پيچ توسط المنت مسي حساس به تغييرات درجه حرارت مشخص ميگردد. به منظور اطمبنان از استارت زني در هواي سرد ( با ولتاژ كاهش يافته باطري, مقاومت سيم پيچ اوليه,بايستي تا امكان پايين باشد و در حدود بسيار كوچك) مقاومت سيم پيچ ثانويه , در حد كيلو اهم باعث بروز تاثيرات منفي در افت هاي اصلي كويل خواهد شد.


افت قدرت
افت قدرت در كويل توسط مقاومت سيم پيچ ها , افت مقدار ظرفيت خازني و افت هاي مربوط به مغناطيس شوندگي مجدد, معين ميگردد. هم چنين, افت هايي نيز كه ناشي از انحرف از تركيب بندي ساختاري ايده آي مدار مغناطيسي ميباشد, وجود دارد كه به منظور بر آورده ساختن ساير مشخصات افزايش مي يابد. سطح بازده 50 الي 60 در صد در سرعت هاي موتور بالاتر به افت خالص بالابرنده مي شود. كويلهايي كه به منظور كسب كمترين افت طراحي مي گردند. داراي مواد مقاومت دار حرارتي بوده كه به منظورر تامين و ميدان ذكر بكار مي روند.



نسبت تعداد دور
نسبت تعداد دور , يك نسبت حسابي از تعداد حلقه هاي مسي سيم پيچ اوليه به تعداد آن در سيم پيچ هاي ثانويه مي باشد. در كويلهاي استاندارد اين مقدار 1:50 تا 1:150 مي باشد. انتخاب نسبت مناسب, مطابق مشخصات سيستم راه انداز بكار رفته تا تاثيرات خود را در عواملي نظير سطح مقدار جريان جرقه و مقدار حداكثر ولتاژ انويه اعمال كند.



خواص مشخصه هاي ولتاژ بالا و توليد جرقه
يك كويل ايده آل , در حين توليد ولتاژ بالا در زمان افزايش مشخصه ها , به هيچ عنوان تحت تاثير قرار نمي گيرد. اين خاصيت باعث حصول اطمينان از توليد جرقه مناسب در شمع ها به منظور اشتعال مخلوط سوخت و هوا , تحت تمامي شرايط عملكردي موتور , خواهد شد. به همان مقدار ساير عوامل نظير خوا سيم پيچ ها , مدار مغناطيسي و سيستم راه انداز باعث بروز محدوديت هايي در بازده سيستم خواهد شد. تقارن( تقابل قطبي) مدار ولتاژ بالا باعث حصول اطمنان از باقي ماندن پتانسيل منفي الكترود مياني شمع نسبت به اتصال بدنه آن خواهد شد. اين پلاريته
منفي , تمايل به فرسوده شدن در الكترود هاي شمع را بي اثر خواهد كرد.



مقاومت ديناميكي داخلي
از ساير پارامتر هاي مهم , مي توان به مقاومت ديناميكي داخلي ( امپدانس) اشاره كرد. از آنجاييكه اين امپنداس به منظور مشخص نمودن زمان افزايش ولتاژ با ظرفيت خازني داخلي و خارجي تركيب ميگردد , به عنوان مرجع مقدار انرژي جريان يافته از كويل از طريق المنت هاي مقاومت شنت در هنگام بروز اشكال بكار مي رود. مقاومت داخلي پايين يكي از مزايايي است كه در موقع آلودگي يا خيس شدن شمع بكار ميرود. مقاومت داخلي به ظرفيت القاي مغناطيسي ثانويه بستگي دارد.


منبع : كتاب عملكرد شمع و كويل در خودرو ها