این روزها موضوع واردات خودروهای آمریکایی و یا حتی خرید سهام خودروسازان ایرانی توسط شرکت های آمریکایی نقل محافل خودرویی کشور است .تا کنون هیچ خبر رسمی و یا غیر رسمی از واکنش خودروسازان آمریکایی در این باره منتشر نشده است و گفت و گویی که در ادامه می خوانیم تنها خبر رسمی از واقعیات امروز و فردای همکاری صنعت خودرو ایران و آمریکا است.


به گزارش پارس تیونینگ به نقل از مجله ماشین داستان به خبر ورود خودروهای آمریکایی به ایران بازمی گردد، خبری که تا چند وقت به اصلی ترین موضوع محافل خودرویی تبدیل شد، در ابتدا بسیاری از کارشناسان لب به تکذیب خبر گشودند و ورود رسمی خودروهای آمریکایی به ایران را نیازمند طی کردن مسیر طولانی دانستند، اما چندی بعد معرفی این شرکت به عنوان حامی فدراسیون و تیم ملی فوتبال کشورمان موجب قوت گرفتن این شایعه شد.

گپ و گفت با «کارن مکوندی»مسوول هماهنگ سازی قانونی محصولات صادراتی کمپانی جنرال موتورز در خصوص شایعه واردات خودروهای آمریکایی به کشور و تأسیس دفتر جنرال موتورز در ایران!
بازار خودروهای وارداتی در طی 2 سال گذشته یکی از بی‏ثبات‏ترین و شلوغ‏ترین دوران خود(از زمان فعال شدن واردات خودرو در10 سال اخیر) را سپری کرد و از لندکروزر 90میلیونی که به 300 میلیون رسید، تا قوت گرفتن شایعه افتتاح دفتر جنرال موتورز در ایران و پلاک شدن ماشین‏های آمریکایی در کشورمان را به خود دید! در این میان کسی که سرگردان مانده بود که چه کند و چه بخرد و سراغ چه شرکتی نرود، مشتری یا همان مصرف کننده بود! همان مصرف کننده‏ای که روزی با 60 میلیون تومان در همین تهران مرسدس بنز c کلاس و ب‏ام‏و سری 3 می‏خرید اما هم اکنون با این پول باید پشت رل اسباب‏بازی‏های چینی بنشیند! به همین دلیل به سراغ «کارن مکوندی» یکی از دوستان و نویسندگان قدیمی «مجله ماشین» رفتم، کسی که نامش برای خوانندگان دهه 60 و70 این نشریه شناخته شده و بین بچه‏های تیم ملی بسکتبال به‏عنوان یک کارشناس زبده معرفی شده است. «کارن» سال‏هاست که در کانادا زندگی می‏کند و در کمپانی جنرال موتورز مشغول به‏کار است. پس به‏دلیل اینکه در جریان اخبار این روزهای صنعت کشور و آَشفته بازار خودروهای وارداتی و قوانین کار با gm و اوضاع و احوال این شرکت بود، گپ و گفتی با او داشتم تا ازآنچه در گوشه و کنار این اتفاقات می‏گذرد برای ما تعریف کند.
○ مدتی است که دیگر مقاله‏ای در مجله ماشین از شما نمی‏بینیم! یادتان است آخرین مقاله شما چه زمانی و با چه عنوانی چاپ شد؟

● متأسفانه مدت‏هاست که در مجله ماشین مطلبی نداشته‏ام. البته این باعث نشده که از خواندن«مجله ماشین» دست بکشم، همواره مطالب را دنبال می‏کنم. آخرین مقاله‏ای که برای مجله ارسال کردم دو سال پیش بود (البته پس از ده سال غیبت!) که به خروج پژو از بازار ایران و نقش جنرال موتورز در مورد این تصمیم پژو می‏پرداخت.
○ وقتی شایعات احداث دفتر رسمی gm در ایران و دریافت پلاک ملی برای خودروهای آمریکایی را خواندید، اولین عکس‏العمل شما چه بود؟!

● وقتی که این خبر را خواندم (آگهی در روزنامه و مصاحبه با وارد کننده در یک نشریه اقتصادی) روز دوشنبه بود و پس از سه روز تعطیلی سرکار بر می‏گشتم. اولین عکس‏العملم تعجب بود! تصور کردم شاید در این سه روز تعطیلی تحولات سیاسی عمیقی رخ داده که من بی‏خبر هستم!البته به‏دلیل نوع کارم عموماً قبل از اینکه اتومبیل‏های ساخت gm در کشوری جدید به فروش برسد، 6 ماه قبل از آن خبر دارم تا بتوانم برنامه‏ریزی‏های مهندسی و قانونی اتومبیل‏های صادراتی را انجام بدهم و چنین چیزی یک شبه امکان‏پذیر نیست.زمانی که آگهی را دقیق‏تر خواندم دیدم نوشته همه ماشین‏های ما ساخت آمریکاست و این در حالی بود که در آگهی عکس یک شورولت کامارو (ساخت کانادا) و یک بیوک انکور (ساخت کره/چین/اسپانیا)آمده بود. اینجا بود که به واقعی بودن نوشته‏ها شک کردم.
○ آیا این مسئله را با مدیران ارشد جنرال موتورز مطرح کردید؟! و عکس‏العمل آنها به این خبر چه بود؟

● برای اطمینان از موضوع با بخش مهندسی فروش کامارو و دپارتمان قوانین و مقررات شرکت در رنسانس سنتر(دفتر مرکزی جنرال موتورز) در دیترویت تماس گرفتم. آنها هم اظهار بی‏اطلاعی کرده و تأیید کردند که تا وقتی قوانین فدرال آمریکا اجازه صدور کالا به ایران را نمی‏دهد، هیچ کدام از شرکت‏های تابعه جنرال موتورز (حتی sgm شانگهای جنرال موتورز) اجازه صدور اتومبیل به ایران را ندارد. یکی از آنها که با بازار خاکستری اتومبیل در کشور‏های جهان آشناتر بود، با دیدن آگهی گفت: قبلاً در کشور‏های اروپای شرقی و چین دیده است که وارد‏کننده‏های اتومبیل‏های قاچاق برای فروش اتومبیل خود آگهی می‏دهند، اما اطمینان داد که پس از 35 سال کار در تجارت بین‏المللی اتومبیل، اولین بار است که کسی به دروغ نمایندگی افتتاح کند و قول تأسیس کارخانه جنرال موتورز را در یک کشور بدهد.
○ آیا انتشار این شایعات و سپس چاپ آگهی‏های مربوطه، از هدف خاصی پیروی می‏کرد؟!

ر مورد این که شایعات و این آگهی از برنامه‏ریزی خاصی پیروی می‏کند، نظر قاطعی نمی‏توانم بدهم. احتمال اینکه رابطه ایران و آمریکا در سال‏های آینده رو به عادی شدن برود وجود دارد، ولی تا بازشدن نمایندگی تأسیس کارخانه جنرال موتورز در ایران هنوز راه زیادی داریم و اگر هم رخ بدهد از طریق اتصال به یک شهر کوچک مرزی و یک شرکت گمنام نخواهد بود.
○ در قوانین صادرات جنرال موتورز دقیقاً چه چیزی در خصوص تجارت با ایران نوشته شده است؟

قوانین تجاری شرکت جنرال موتورز به عنوان یک شرکت آمریکایی، از قوانین دولت فدرال آمریکا طبعیت می‏کند. یکی از مهمترین بخش‏های آیین‏نامه‏ های تجاری شرکت، مربوط به اجرای قانون تحریم‏هاست. حکم حکومتی تحریمی آمریکا بر علیه ایران فهرست بلند بالایی دارد که از سال 1979 برای ضبط اموال دولتی ایران توسط دولت جیمی کارتر شروع شد و در هر دولت جدید به قطر پرونده آن افزوده می‏شود. جدید‏ترین مصوبه دراین بین مربوط به سوم ژوئن امسال است که توسط دولت اوباما تصویب شد. در این حکم حکومتی آمده که شرکت‏های آمریکایی اجازه تعامل تجاری با هر گونه ماهیت ایرانی در زمینه صنعت خودرو(کالا و خدمات) را ندارند. این مصوبه هر گونه فعالیت تجاری (خرید و فروش) از ایران(دولت و اشخاص) را ممنوع اعلام می‏کند. حتی در یک حکم دیگر، به ممنوعیت فعالیت بازرگانی در مناطق آزاد تجاری ایران هم اشاره شده است. این مصوبه برای همه بخش‏های تابعه جنرال موتورز شامل جنرال موتورز کانادا، جنرال موتورز اروپا (اپل و واکسهال)، جنرال موتورز آمریکای لاتین، جنرال موتورز استرالیا (هولدن) و جنرال موتورز در آسیا شامل مهمترین شرکت آن sgm (شانگهای gn) و حتی جنرال موتورز قزاقستان به‏صورت قانون اجرا می‏شود. روی دیگر این مصوبه‏ها ممنوعیت خرید کالاهای ساخت ایران است. برای نمونه چند ماه پیش گروهی ممیز در یک شرکت قطعه‏ساز ترکیه که به جنرال موتورز قطعه می‏فروخت یک قطعه الکترونیکی «ساخت ایران» را یافتند. همین قطعه کوچک، باعث متوقف شدن چند محموله جنرال موتورز در جهان شد. توقف محموله‏ها برای این بود که اتومبیل‏های تولید شده می‏بایست قطعه تولید شده توسط آن قطعه‏ساز ترک را تعویض می‏کردند.
○ جنرال موتورز و در کل قوانین تجارت آمریکا، چه جریمه‏ای را برای شرکت و یا اشخاص خاطی دراین زمینه تعیین کرده است؟

● روش صادارت-واردات جنرال موتورز به این شکل است که اگر gm در کشور وارد کننده نماینده (چه تولیدی چه غیر تولیدی) داشته باشد، آن شعبه از شرکت به عنوان وارد کننده شناخته خواهد شد. در صورتی که gm در آن کشور شعبه‏ای نداشته باشد ممکن است یک شرکت بازرگانی محلی یا بین‏المللی به عنوان وارد کننده شناخته شود. البته موارد استثنا هم وجود دارد که مدل‏های خاصی از کانال شرکت‏های بازرگانی وارد کشوری که gm در آن شعبه دارند می‏شود. این شرکت‏های بازرگانی هم به نوبه خود به gm تعهد می‏دهند که اتومبیل‏های وارد شده را به شخص ثالث در کشور‏های تحریمی نفروشند. اگر شرکت بازرگانی از این تعهد شانه خالی کند نه تنها قرار داد را از دست خواهد داد، بلکه در دادگاه‏های فدرال آمریکا به جریمه‏های سنگین محکوم خواهد شد. اما در زمینه خرده فروشی، جنرال موتورز به عنوان یک شرکت تولید کننده، چهار چوب قانونی برای پی‏گیری افرادی که اتومبیل‏های این شرکت را به‏طور قانونی از فروشگاه‏های رسمی (دیلرشیپ) خریداری می‏کنند و پس از آن به‏طور غیر قانونی یا با استفاده از رانت‏ها آن را به یک کشور تحریمی وارد می‏کنند ندارد. چرا که بازار غیر قانونی تجارت خودرو یا بازار خاکستری، کاملاً از بازار قانونی صادرات اتومبیل جداست. اینکه افرادی اتومبیل‏های جنرال موتورز را به‏صورت خرده فروشی خریداری کرده و به صورت قاچاق یا با استفاده از رانت و سوراخ‏های قانونی وارد ایران می‏کنند به هیچ وجه باعث مقصر اعلام شدن جنرال موتورز به عنوان قانون شکن (قانون آمریکا)نخواهد بود. جنرال موتورز تنها هنگامی پیگیری‏های قانونی را انجام می‏دهد که به این نتیجه برسد که فعالیت‏های غیر قانونی خرده فروشان به وجهه سازمان صدمه میزند که آن هم در موارد نادری رخ می‏دهد. اما جریمه‏هایی که دولت آمریکا برای خاطیان در نظر گرفته دو دسته است. اول برای شرکت‏های تحریم شکن غیر آمریکایی که از طریق محدود کردن دامنه فعالیتشان در آمریکا تنبیه می‏شوند و دوم شرکت‏های تحریم شکن آمریکایی که به دادگاه فرستاده می‏شوند و براساس حجم و نوع معامله و کشور مقصد، جریمه‏های کمرشکنی را برایشان می‏برند. اما جریمه‏ها عامل بازدارنده اصلی برای تحریم ایران نیست.دلیل اصلی که شرکت‏های آمریکایی از معامله با ایران پرهیز می‏کنند، تصویر منفی در جامعه آمریکاست، جایی که پرسودترین محصولات جنرال موتورز (پیکاپ‏های فول سایز و اس یووی‏های بزرگ) مشتریان زیادی دارد.
○ در کل به‏عنوان یک کارشناس جنرال موتورز، آیا حضور برندهای آمریکایی در کشور را در مقابل جا افتادن برندهای آسیایی (به‏ویژه کره‏ای وژاپنی) موفق می‏دانید؟

● اگر چه در پورت فولیوی محصولات جنرال موتورز (و دیگر برند‏های آمریکایی) اتومبیل‏های خوب و قابل رقابت این روز‏ها زیاد است، اما واردات بی‏نظم و بی‏هدف کمکی به جا افتادن محصولات آمریکایی در ایران نمی‏کند. ایرانی ماشین آمریکایی را به اندازه بزرگ و راحتی آن می‏شناسد، حال وقتی فردی یک اتومبیل بسیار کوچک و ساخت کره (بیوک انکور) که برای بازار اروپا، شهرهای آسیای جنوب شرقی و برخی شهرهای بزرگ آمریکا ساخته شده است را وارد ایران می‏کند (آن هم با قیمتی سرسام‏آور) به نظر من اثری جز تخریب مارک‏های آمریکایی در ذهن ایرانی‏ها ندارد. برای شروع صادارات به یک کشور جدید، همه چیز از مطالعه بازار (قیمت و نحوه فروش) و تحقیق درباره جاده‏ها، قوانین رانندگی، عادات رانندگی، اینترفیس‏هایی با زبان آن کشور، سبک زندگی مصرف کنندگان و حتی ابعاد پارکینگ‏ها و ده‏ها پارامتر دیگر باید اندازه‏گیری شود و در طراحی یا تغییر اتومبیل صادراتی، مدنظر باشد. حتی پس از تعیین همه این پارامتر‏ها قوانین خاص کنترل کیفیت برای اتومبیل‏های صادارتی وجود دارد که باید رعایت شود. صادرات اتومبیل در بازار رقابتی امروز کار بسیار حساسی است. من در سال 2010 از سوی جنرال موتورز کانادا به عنوان نماینده تولید کننده برای پروژه صادرات شورولت کامارو به کشور چین منصوب شدم. این اولین باری بود که چینی‏ها کامارو سوار می‏شدند. کمیته‏ای تشکیل دادیم با نمایندگانی از جنرال موتورز کانادا (تولید کننده)، جنرال موتورز استرالیا (طراح)، جنرال موتورز آمریکا (صادر کننده) و جنرال موتورز شانگهای (وارد کننده) و شرکت patac که بازوی مهندسی gm در چین است. در آن سال یکی از بهترین رنگ‏های شورولت کامارو رنگ «سینرجی گرین» یا سبز سفارشی بود.بسیاری از پوستر‏های کامارو با این رنگ تصویر شده‏اند. وقتی در حال تصمیم‏گیری در مورد رنگ‏ها بودیم، همه سبز را توصیه کردند ولی طرف چینی گفت از هزار دستگاه اول 995دستگاه باید زرد رنگ باشد و پنج دستگاه هم سیاه! همه تعجب کردند. او توضیح داد در فرهنگ چینی، رنگ سبز به معنی بی‏وفایی در زندگی زناشویی است و امکان ندارد کسی کاماروی سبز بخرد! همه مشتریان به دنبال رنگ زرد نظیر همان کامارویی که در فیلم ترنسفورمر روی پرده سینما رفت بودند. جلسات بعدی در مورد تصمیم گیری درباره نوع بسته بندی اتومبیل برای صادرات بود. طرف چینی گفت که دیسک‏های ترمز باید در برابر زنگ زدن هنگام حمل و نقل در کشتی حفاظت شود. مهندس استرالیایی جواب داد که حتی اگر ذره‏ای زنگ زدگی روی دیسک باشد با چند کیلومتر رانندگی و دو سه ترمز نرم کاملاً زدوده خواهد شد و این را همه می‏دانند. طرف چینی زیر بار نرفت و گفت وقتی یک چینی اتومبیل نو می‏خرد نمایشگاه اتومبیل باید اتومبیل را روی جک ببرد و کل خانواده خریدار زیر اتومبیل را برای یافتن کوچکترین زنگ زدگی بارزسی می‏کنند. همین باعث شد که ما پوشش‏های خاصی برای حفاظت از دیسک ترمز در برابر زنگ زدن هنگام حمل و نقل با کشتی و توقف در باراندازها طراحی کرده و روی تک تک اتومبیل‏های صادراتی نصب کنیم. به هر حال بازار ایران هم مشخصه‏های خود را دارد. اگر از همان ابتدا یک اتومبیل دوو که امروز نام بیوک را گرفته وارد ایران کنیم و بگوییم این ماشین آمریکایی است تمام تصویر مثبتی که در ذهن ایرانی از ماشین آمریکایی وجود دارد شکسته خواهد شد. ایران به عنوان تنها کشوری که جنرال موتورز در آن کادیلاک تولید می‏کرد میتواند به‏طور بالقوه بازار مهمی برای این کمپانی باشد و باید با برنامه‏ریزی و ارایه محصولات ایرانی پسند وارد این بازار شد.
○ آیا در خصوص این اتفاقات و جلوگیری از آن، مدیران جنرال موتورز تصمیمی اتخاذ کرده‏اند؟

● بازار نیمه قانونی یا بازار خاکستری خودرو در همه جای دنیا وجود دارد و همه کمپانی‏های اتومبیل سازی هم از آن با خبرند. حتی در خود آمریکا و کانادا هم بازار خاکستری اتومبیل وجود دارد و بسیاری در حال تجارت اتومبیل‏هایی هستند که کمپانی سازنده، آن اتومبیل را وارد نکرده است. بهترین نمونه آن در آمریکا نیسان اسکای لاین فرمان راست است. شرکت نیسان آمریکا هیچ مسؤولیتی در قبال این اتومبیل ندارد ولی علاقه‏مندان زیادی این ماشین‏ها را به‏صورت دست دوم از ژاپن خریداری کرده وبا استفاده از تبصره‏های قانونی خاصی شماره می‏کنند. چون نیسان آمریکا از این اتومبیل پشتیبانی قطعه نمی‏کند بسیاری از علاقه‏مندان دو اتومبیل وارد می‏کنند و یکی را سوار می‏شوند و از دیگری فقط برای قطعات یدکی استفاده می‏کنند. در مورد جنرال موتورز و شرکت‏هایی که اقدام به فروش نیمه قانونی اتومبیل‏های شورولت، بیوک و کادیلاک می‏کنند، شاید این امر برای جنرال موتورز از اهمیت قانونی برخوردار نباشد چرا که بی‏شک اتومبیل‏های وارد شده به ایران از جنرال موتورز خریداری نشده‏اند و به‏صورت خرده فروشی در بازار تهیه می‏شوند.وظیفه گزارش چنین مواردی بر عهده ناظران وزارت دارایی آمریکاست که آنها هم در حال حاضر تمرکزشان روی صادرات مرتبط با موضوعات هسته‏ای، صنعت نفت و سلاح متمرکز شده است. البته مواردی هم وجود داشته که بازتاب خبری وجود یک اتومبیل در یک کشور برای تولید کننده دردسرساز بود. بهترین نمونه هنگامی بود که آمریکا در اوایل دهه دوهزار به افغانستان حمله کرد و دوربین‏های تلویزیونی جهانی تعداد بی‏شماری وانت تویوتا که توسط نیرو‏های طالبان به عنوان اتومبیل رسمی استفاده می‏شد را در خبر‏ها ثبت کردند. این انعکاس باعث شد بخش روابط عمومی تویوتای آمریکا، با هوشمندی، استفاده طالبان از تویوتا را به استقامت و دوام این محصول ارتباط دهد و آگهی‏های متعددی در همین زمینه برای بازار اروپا و آمریکا بسازد.
○ ایرانی‏ها نسبت به کامارو، ماستنگ، چلنجر، چارجر، کادیلاک و. . . حس نوستالژیک دارند. آیا جنرال موتورز تجربه‏ای شبیه به این در کشوهایی دیگر مثل کوبا و. . . را دارد؟
● بله چیزی شبیه این تقریباً همه جای دنیا وجود دارد. جنرال موتورز در دنیا به پیکاپ‏های بزرگ و ماسل کار‏ها معروف است ولی همیشه تمرکز فروش این دو دسته محصول در داخل قاره آمریکای شمالی بوده است. این باعث نشده که علاقه‏مندان بین‏المللی این نوع اتومبیل‏ها دستشان کوتاه بماند. در طی سال‏هایی که در بخش مهندسی محصولات صادراتی کار کردم، گروه‏های عجیبی را در جای جای دنیا دیدم که به اتومبیل‏های آمریکایی عشق می‏ورزند بی‏آنکه آمریکا صادرات آنچنانی به آن کشور‏ها داشته باشد. یکی از این گروه‏ها، علاقه‏مندان ماشین‏های آمریکایی در کشور سوئد هستند که به «سوئدیش ردنک»یا پشت کوهی سوئدی معروفند. این جوانان عاشق ماشین‏های (عموماً وانت) قدیمی و قراضه آمریکایی هستند، استیشن واگن‏های دهه 70 که کنار بدنه آن چوب کار شده، و هر چیز دیگری که معرف بخش خاصی از فرهنگ آمریکایی باشد. از دیگر گروه‏های علاقه‏مند به ماشین‏های آمریکایی، کلوپ ماسل کارهای آلمانی‏اند که کارشان برایم جالب است. با اینکه آلمانی‏ها با داشتن پورشه و آئودی‏های پرقدرت و سریع شهره عالم هستند، این جوانان تنها به اتومبیل‏هایی نظیر کامارو، ماستنگ و چلنجر دل بسته‏اند. یکی از اولین سفارش‏های اروپایی کامارو zl1 ما از سوی همین گروه علاقه‏مندان در آلمان بود. نمی‏توانم تصور کنم هزینه بنزین این اتومبیل در آلمان چقدر است ولی هر چه هست از هزینه خرید در آن کشور بیشتر است!
○ آیا مدیران ارشد gm، با توجه به پتانسیل و شرایطی که در ایران وجود دارد، علاقه‏ای برای ورود به این بازار دارند یا اینکه فعلاً فروش و سرمایه‏ گذاری در چین آنها را قانع کرده است؟

بازار چین برای جنرال موتورز (و اصولاً هر تولید کننده بزرگ دیگر) یک بازار تثبیت شده و مشخص است. اینکه سالی 12 میلیون اتومبیل سواری و میلیون‏ها دستگاه از انواع دیگر اتومبیل در این کشور فروخته می‏شود، در خور توجه است. برخی آمار‏ها تقاضا برای 26 میلیون دستگاه اتومبیل نو (همه کلاس‏ها) را برای سال 2014 در این بازار پیش‏بینی می‏کند.این در حالی است که بازار آمریکای شمالی در سال 2014 عدد کمتر از 16 میلیون دستگاه را پیش‏بینی کرده، پس از این بازارها نگاه همه به سوی روسیه و برزیل است که هم به دلیل جمعیت بالا و هم توسعه طبقه متوسط جامعه بازار خوبی برای اتومبیل هستند.بازار هند هم در رادار همه تولید کنندگان است اما به‏دلیل بسیار کوچک بودن طبقه متوسط در این کشور هنوز پتانسیل جدی شدن را ندارد. بازار ایران در مقایسه با این بازار‏ها بسیار کوچک است اما به‏دلیل ثروت نسبی مردم (نسبت به چین و هند) همیشه میتواند بازار چرب و نرمی برای همه تولید کنندگان باشد. شک ندارم که در صورت عادی شدن روابط ایران و آمریکا، جنرال موتورز یکی از اولین تولید کنندگان خودرو خواهد بود که برای حضور جدی در این بازار اقدام خواهد کرد.
○ بدون هیچ تعصبی ضعف‏ها و نقاط قوت محصولات امروزه خودروسازان آمریکایی با اروپایی‏ها و آسیایی‏ها را در چه می‏دانید؟

● من می‏توانم در مورد چالش‏های جنرال موتورز به عنوان بزرگ‏ترین اتومبیل‏ساز آمریکا اظهار نظر کنم.بزرگترین چالشی که مارک‏های جنرال موتورز با آن روبه‏رو بودند، چالش ارزش اتومبیل بود. ارزش اتومبیل به این معنی که حتی اتومبیل‏های خوبی هم که طراحی می‏شد، نسبت به قیمت خودرو، نمی‏ارزیدند. نمونه بارز این مشکل بیوک ریگال gs اپل اینسیگنیا است. این سدان زیبا و اسپرت بهایی نزدیک به ۳۸ هزار دلار دارد که با اینفینیتی q35 برابری می‏کند.طبیعتاً در چنین دامنه قیمتی، بخش زیادی از مشتریان، اینفینیتی را انتخاب می‏کنند.این چیزی است که نقطه قوت آسیایی‏ها خصوصاً کره‏ای‏هاست. تقریباً همه اتومبیل‏های کیا و هیوندای نسبت به قیمتشان گران‏تر و لوکس‏تر به نظر می‏رسند. البته منظور قیمت در بازار بین‏المللی است، وگرنه قیمت در بازار ایران که متأثر از پارامترهای ناشناخته دیگری است. این ایرادی بود که جنرال موتورز پس از طی دوران ورشکستگی مشغول رفع آن شد و تا کنون نمونه‏های موفقی از رفع این نقیصه دیده شده است. اولین نمونه، شورولت کامارو بود که سال 2010 با آن استایل زیبا و موتور خوب با قیمت پایه 25هزار دلار بیرون آمد. هیچ اتومبیلی در آن زمان با آن قیمت و مجموعه امکانات و استایل وجود نداشت. همین باعث شد که از آن سال به بعد فروش این اتومبیل بالاترین برنامه‏ریزی تولید را داشته باشد. نمونه بعدی شورولت ایکوناکس بود که یک suv متوسط است. این اتومبیل که براساس تکنولوژی سوزوکی ساخته شده، اولین اس‏یووی کم مصرف و زیبای(استایلی شبیه مرسدسml) جنرال موتورز بود که قیمتی معادل 23 هزار و 500 دلار داشت. استقبال عمومی از این اتومبیل، به حدی است که هم اکنون سه کارخانه در کانادا و آمریکا این اتومبیل را تولید می‏کنند. در همین راستا اتومبیل‏های موفق دیگری نظیر شورلت کروز، شورولت ایمپالای 2014 و شورولت کوروت «استینگ ری» 2014 هم ساخته شد که قیمت و کیفتیشان، لرزه بر اندام هوندا آکورد و ب‏ام‏و سری 8 در بازار آمریکای شمالی انداخت.ضعف دیگر جنرال موتورز و اصولاً آمریکایی‏های دیگر، عدم تولید اتومبیل لوکس واقعی در حد مرسدس، ب‏ام‏و و آئودی بود. در پایان دهه دوهزار میلادی آمریکایی‏ها اتومبیل لوکس واقعی چه به لحاظ کیفیت و چه به لحاظ استایل نداشتند. کادیلاک در این سال‏ها ب‏ام‏و آئودی را به عنوان هدف قرارداده و با کپی کردن پارامتر‏های کیفیتی و مهندسی، این دو نام موفق تا جایی که ممکن بوده خود را بالا کشیده‏اند. همین تفکر جدید باعث شده تعصب‏های قدیمی (نظیر اینکه کادیلاک باید موتورهای بزرگ 6 و 8 سیلندر داشته باشد یا حتماً دیفرانسیل عقب باشد) را کنار بگذارند و هر آنچه موجب بهتر شدن اتومبیل هست را انجام دهند. در حال حاضر کادیلاک در بین ماشین‏های آمریکایی نزدیک‏ترین فاصله را برای رسیدن به آئودی و ب‏ام‏و دارد. نهایتاً مصرف بنزین ماشین‏های آمریکایی هم، نکته‏ای بود که در سال‏های گذشته اتومبیل‏های ساخت آمریکا را از دیگر رقبای آسیایی و اروپایی عقب می‏انداخت. البته این روزها فورد و جنرال موتورز، با روی آوردن به موتور‏های 4 سیلندر با کمپرس بالا و موتور‏های توربو، تا حد زیادی این کمبود را پوشش داده‏اند.