Head unit
پخش ها به اصطلاح ظبط


Coaxial speaker
بلندگو بیضی


Component
اسپیكر چند تكه است كه به صورت 2way – 3way , …
كه تشكیل شده از میدرنج/میدبیس ، کراس اور ، تیوتر ، ... است


Magnet
به معنی آهنربا است


Protect
به معنی مراقبت كردن است و زمانی كه امپ دچار مشكل شده ، امپ قطع شده و چراغ پروتكت روشن میشود


Gage
یك واحد اندازه گیری سیم است كه هرچه كمتر باشد ضخامت سیم بیشتر است


Impedance
مقاومت هست که ساب های تک کوئل معمولا 4 اهم هستن و 2 کوئل ها ، 2 تا 2 یا 4 اهم میتوانن داشته باشن


Audio Frequency Spectrum
تمامي فركانس هايي كه از 20 هرتز تا 20 كيلوهرتز رو پوشش ميدن، يعني گستره شنوايي انسان.


Damper
همون اسپایدره.بخشی از سیستم تعلیق اسپیکرهاست که به بخش پایینی قیف و بالای کویل وصل شده است، و کویل را در مرکز شکاف مغناطیسی قرار می دهد.


Bass
بخشی از دامنه صوتی رو میگن که شامل پایین ترین فرکانس هاست. این فرکانس ها بلندترین طول موج رو دارن و قدرت الکتریکی بسیار بالاتری میخوان تا اونارو بشه با قدرت اصلیشون تولید کنیم. در یک سیستم مدرن باند، بخش باس یک منحنی پاسخ، از یک منحنی با حداکثر 500هرتز و حد اقل 20 هرتز تشکیل شده.


Distortion
هر نوع دور شدن از موج صوتی اصلی. دیستورشن را به 4 دسته تقسیم می کنند: نویز، کلیپینگ، هارمونیک دیستورشن، و دیستورشن مداخله. ( Noise, Clipping, Harmonic distortion, and intermodulation distortion). دو نوع آخر در حقیقت در اسپیکر ها یکی هستند، و با تکنولوژی فعلی ما قادر هستیم آنها را کاهش دهیم، اما نمی توانیم آنها را به صفر برسانیم. البته باید گفت که آمپلیفایر های جدید آنقدر این دیستورشن ها را کاهش داده اند که عملا می توان گفت به صفر رسیده اند، و دیستورشن باقیمانده معمولا به خاطر تنظیماتی است که کاربر انجام می دهد، محیطی که کاربر در آن سیستم را نصب کرده است، و بار اضافی که او وارد می کند.
دیستورشن یعنی هر چیزی که باعث می شود سیگنال خالص ورودی، جز افزایش حجم حالت دیگری پیدا کند. معمول ترین نوع دیستورشن، صداهایی است که سیگنال صوتی اضافه می شود، مثل صداهای رندوم، یا هامینگ (صداهای ممتد هووووووم مانند). دیستورشن خطی بودن یا غیر خطی بودن یک سیستم را اندازه گیری می کند. هرچیزی که به سیگنال صوتی اضافه شود، شکل اصلی آن را عوض می کند.(قرینگی، غیر قرینگی، سطوح، اوج ها، گره ها). تحلیل اسپکترومی سیگنال خروجی، نشانگر اجزا اضافی آن خواهد بود. اگر یک مدار در حالت ایده آل باشد، هیچ گونه نویزی ایجاد نخواهد کرد. یعنی اسپکتروم سیگنال خروجی، فقط بزرگ شده سیگنال ورودی است، و هیچ تغییر دیگری ندارد.
خیلی جالب است که تولید کنندگان آمپلیفایر معمولا بازی تبلیغاتی زیادی روی 0.001 درصد کاهش دیستورشنی می کنند که به محصول جدید خود اضافه کرده اند، در حالی که باند هایی که دیستورشن را زیر 5 درصد نگاه دارند، باندهای خوبی هستند. درست است که هرگونه کاهش دیستورشن، گامی بزرگ در رسیدن به کیفیت بالاست، اما این تفاوت های کوچک به تنهایی نشان گر برتری یک آمپلیفایر بر دیگری نیستند، چرا که هارمونیک دیستورشن زیر نیم درصد عملا با گوش معمولی قابل شنیدن نیست. (اکثر گوش ها تا 1 درصد را تشخیص نمی دهند).


Clipping
سیگنالی است که زمانی به وجود می آید که یکی از دو حالت زیر پیش می آید: یا بار اضافی وارد آمپلیفایر شده است، یا برق وارد شده به آمپلیفایر به نسبت سیگنالی که می خواهد آنرا تقویت کند کم است. موج صوتی کلیپ شده موجی است که در آن نقاط بالایی و پایینی، به جای آن که نرم و گرد باشند، تیز یا دارای چاله های مربعی شکل هستند، که ویژگی موج های DC است نه AC . ( امواج صوتی ACهستند). زمانی که یک موج DC وارد باند می شود، کویل هیچ وسیله ای ندارد که آن را با یک میدان مغناطیسی دائمی اجرا کند. در عوض، فقط جریان ورودی را به گرما تبدیل می کند، و در نهایت می سوزد. اثر موج های DC بر باند ها بسیار بد و قابل توجه است. اگر زمانی که با صدای بلند موسیقی گوش می کنید دیستورشن بالایی می شنوید، یا بوی دود به مشامتان می خورد، صدا را پایین بیاورید. ممکن است برای باند ها کمی دیر شده باشد، اما حداقل آمپلیفایر را نجات داده اید.


Crossover
وسیله یا مداری است که در یک سیستم استفاده می شود تا تویتر ها و میدرنج ها را از هم جدا کند. یعنی این که فرکانس های بالاتر و پایین تر از یک رنج خاص را از بین می برد تا اجازه دهد که صدای هر درایور به اصطلاح هرس شده و اصلاح شده باشد. بیشتر باند ها کراس اور هایی دارند که تشکیل شده از یک سری عناصر مثل خازن ها، کویل ها، و مقاومت ها هستند که بتوانند فرکانس های مختلف را جدا کنند


Decibel or dB
یک دهم بل. این مقیاس، اندازه گیری نسبت دو توان به هم است، که در اندازه گیری هر سیگنال صوتی، تصویری، یا الکترومغناطیسی استفاده می شود. اگر دو توان با هم یک بل تفاوت داشته باشند، یعنی یکی ده برابر دیگری قدرت دارد. زمانی که آمپلیفایر ها مقایسه می شوند، زمانی که یکی 10 وات و دیگری 100 وات باشد، یعنی این دو آمپ با هم 10 دسیبل، یا یک بل تفاوت توان دارند. دسیبل یک ضریب نسبی است، نه یک مقدار ثابت.
دسیبل عبارت و شیوه مطلوب در اندازه گیری ضریب سطوح صوتی است. این واحد در حقیقت یک میان بر ریاضی است که از لگاریتم استفاده می کند تا اندازه اعداد را کوچک کند. به عنوان مثال، به جای این که بگوییم رنج دینامیک 32000 به 1 است، ما می گوییم 90 دسیبل است. (محاسبه دسیبل این نسبت یعنی 20log x/y، که در آن x وy سطوح سیگنال متفاوت است.) چون دسیبل یک ضریب است، واحد خاصی ندارد. صداشناسان معمولا بیان می کنند که 1 دسیبل کوچک ترین تفاوتی است که گوش معمولی انسان قادر به تشخیص آن می باشد. این واژه به افتخار الکساندر گراهام بل ساخته شده است که تلفن را اختراع کرد، و بیشتر کارهای اولیه در مطالعات مدرن صداشناسی را انجام داد.